محمد رضامحمد رضا، تا این لحظه: 14 سال و 7 ماه و 17 روز سن داره

زندگی مامان

ماهگرد تولدت مبارک اما با تاخیر

سلام خوشکل مامانی ببخشید من به خودم قول داده بودم هر ماه ماهگرد تولدت(16) هر ماه  رو بهت تبریک بگم اما این ماه نشد آخه مادر جونی اساس کشی داشتن اونجا بودیم عزیز دلم از وقتی توی این خونه اومدیم اصلا نمیشه زیاد به وبلاگت سر بزنم اخ کامپیوتر رو توی پذیرایی گذاشتیم چون اتاق هامون جا نداره به خاطر همین وقتی روشنش می کنم تو میدوی میای و نمیذاری نفس مامانی جمعه بعد از یک ماه برده بودیمت پارک خیلی ذوق میکردی و ماشین سواری و اسب سواری کردی، مامان الهی قربون اوزبونت بره اگه بدونی چقدر قشنگ میگی آب، تازگی ها به همه میگی مامان نمی دونم چرا اما بعدش می خندی و در میری . وقتی کار بدی میکنی یا به چیز خطرناک میخوای دست بزنی اول منو صدا میزنی تا...
29 تير 1392

خونه جدید مبارک

سلام عزیز دل مامانی چند وقت بود وقت نمیکردم بیام و وبلاگت رو به روز کنم  آخه عشق مامانی چند هفته درگیر امتحان بودم بعدش هم اسباب کشی داشتیم. اخه از اون خونه بلند شدیم و اومدیم نزدیک خونه مادر جونی، اما خونمون خیلی کوچکه و تو اصلا توش راحت نیستی اون خونمو حسابی بزرگ بود  و اونجا تو حسابی بدو بدو و بازی میکردی اما اینجا مدام به وسیله ها می خوری و پاهات و دست ها زخمی میشه و من ناراحت میشم خلاصه عشق مامانی ماشاءالله اینقدر شیطون شدی که نگو و نپرس! اصلا یک دقیقه از اون موقعی که از خواب بلند میشی نمینشینی و همش بازی میکنی . غذا هم خیلی خیلی کم میخوری و اصلا وزنت تغییری نکرده و خیلی ناراحتم! عسل مامانی هزار ماشاءالله  روز به ...
10 تير 1392
1